مجموعه شعر عشق خون حسرت

در این قسمت به معرفی کتاب مجموعه شعر عشق خون حسرت می پردازیم.

معرفی کتاب عشق خون حسرت: مجموعه شعر نیمایی

کتاب عشق خون حسرت اثر مسعود عباداللهی، مجموعه شعر نیمایی است که از دل تجربه‌ی زیسته‌ی شاعر درآمده. تجربه‌ای آمیخته به اندوه، حسرت و دردی که از غریبگی با جامعه و افراد پیرامون در جان رخنه می‌کند. این مجموعه شعر، روایتی است از آمدوشد انسانی در میانه‌ی روزمرگی، تنهایی، آرزوهای بی‌سرانجام و جست‌وجویی بی‌پایان برای یافتن معنا در جهانی پرآشوب. شاعر میان تمامی این احساسات متناقض ایستاده و سعی بر تعریف نسبت خود با جهان دارد.

درباره‌ی کتاب عشق خون حسرت

کتاب عشق خون حسرت اثر مسعود عباداللهی از وضعیتی سخن می‌گوید که در آن انسان میان ماندن و رفتن، امید و بی امیدی، تنهایی و اشتیاق به همراهی، معلق مانده. شعرها اغلب با زبانی صریح، اندوهناک و تصویری نوشته شده‌اند. فرم شعر نیمایی که شاعر برای سروده‌هایش برگزیده، دست او را در بازی‌های کلامی و خلاقیت باز گذاشته و به او اجازه داده که دست به خلق جهانی بزند که در آن شاعر میان حسرت گذشته، عشق ازدست‌رفته و رنج زیستن در حرکت است.

صدای انسان تنها در میانه‌ی جهان بی‌پناه

مسعود عباداللهی از شعر نو برای بیان تجربه‌های درونی و اجتماعی بهره می‌گیرد؛ در شعرهای کتاب عشق خون حسرت، روایت شخصی با دغدغه‌های جمعی پیوند می‌خورد. شاعر از خستگی دائمی انسان معاصر، از روزمرگی و اضطراب معاش، از عشق‌های فراموش‌شده و بی‌پناهی انسان در جهانی گویا بی‌تفاوت می‌گوید. در کنار این موارد، ارجاع‌هایی به تاریخ، دین، وطن، عدالت‌خواهی و چهره‌هایی چون نیما، سهراب، گل‌سرخی و میرزا کوچک‌خان نیز دیده می‌شود.

مجموعه شعر نیمایی مسعود عباداللهی بعضا حالتی اعتراف گونه نیز به خود می‌گیرند، گویی شاعر در هر قطعه، بخشی از ذهن و جان خود را در برابر مخاطب می‌گذارد. خرید کتاب عشق خون حسرت گزینه‌ای مناسب برای تمامی علاقه‌مندان به شعر نو و معاصر و سروده‌های جان‌گداز و درگیرکننده‌ای است که گویی از سد تن عبور می‌کنند و بر روح و جان می‌نشینند.

کتاب عشق خون حسرت برای شما مناسب است اگر

  • به دیگر کتاب‌های مسعود عباداللهی مثل کتاب بوی خون علاقه‌مندید.
  • شعر نو و شعر نیمایی برایتان جذاب است.
  • به دنبال خرید یک مجموعه شعر فارسی می‌گردید.

در بخشی از کتاب عشق خون حسرت: مجموعه شعر نیمایی می‌خوانیم

ای حسین (ع)
ای به دریای خون، دریا
ای از لَب‌های شما، روشنای آفتاب
شبِ تاریک، از شما شد فردا
در مُصیبتِ شما
چَشم‌های ما را دریا دریا، اَشک
دل‌های ما را دریا دریا، خون
هرگز نگیرد آرام
داغ‌های شما در این جان
ای کَسی که با یاران
برای نمازِ عشق
می‌کُنید مَسحِ سَر

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا